|
ایفل برجی که با هیچ بادی نمی لرزد

برج ايفل يکي از نمادهاي كشور فرانسه در پاريس است که در خيابان شامدومارس واقع شده و ارتفاعي معادل 324 متر دارد. اين برج كه به خاطر سازندهاش (مهندس گوستاو ايفل) به اين نام شهرت يافته است، به عنوان بخشي از منظر شهري حاشيهي رود سن، از سال 1991 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده است. ماجراي ساخت برج در سال 1884 و هنگامي آغاز ميشود كه اميل نوگوييه و موريس کوچلن، دو مهندس اصلي کارخانة گوستاو ايفل، تصميم ميگيرند بنايي بلند، يک برج سيصد متري، بسازند. آنها معماري به نام استفان سووستر را خبر ميکنند تا دربارة پروژه با او مشورت کنند. پروژه ايفل واکنشهاي متفاوتي بر ميانگيزد. در 14 فوربه 1887، 300 تن از هنرمندان نامه اعتراضآميزي براي آلفاند، مدير اجرائي پروژه ايفل، مينويسند که در ميان آنها چهرههاي چون گاي دو موپاسان، اميل زولا، آلکساندر دوماي پسر، شارل گرنيه و فرانسوآ کوپه نيز ديده ميشود. اين هنرمندان در عريضة خود، به نام فرانسه، تاريخ و هنرش، ساختن برج بيمصرف و هيولاگونة ايفل را محکوم ميکنند. اما کساني چون روسو و شاگال ايفل را ميستايند و در سال 1960 نيز رولان بارت در تحقيقات جامع و کامل خود در باب نشانه شناسي اين برج را مورد مطالعه قرار ميدهد. با وجود تمام واکنشهاي مثبت و منفي، ساخت برج ايفل آغاز ميشود و ساختش دو سال و دو ماه و پنج روز به طول ميانجامد و در نمايشگاه جهاني سال 1889 حضور مييابد. خالق اين بنا گوستاو ايفل است که بيشترين شهرتش را مديون ساخت سازههاي بلند آهني و مقاوم در برابر باد چون «مجسمة آزادي»، «پل دره گذر گارابيت» و «نيوگاتي پو (لهستان، 1879)» است.
 در ساخت برج ايفل بيش از هجده هزار قطعة آهني و دو مليون پانصد هزار ميخ پرچ به کار رفته و پنجاه مهندس و يک صد و سي و دو کارگر بر روي آن کار کردهاند. اين مهندسان تدابير بسياري انديشيدهاند تا نحوة خم کردن اين ميلههاي عمودي را بيابند و آن را به ارتفاع 324 مترياش برسانند به طوري که در برابر هيچ بادي نلرزد. ايفل از زمان ساختش تا امروز هجده بار رنگ شده، يعني تقريباً هر هفت سال يک بار رنگ خورده است؛ نقاشي اين بنا، به زعم سازندهاش، تمهيدي است براي حفظ ساختار آهنينش. پس رنگ آن تاکنون بارها تغيير کرده است، در ابتدا قهوهاي- قرمز بوده، سپس زرد مايل به سرخ و حالا به رنگ برنز است. در رنگآميزي برج، طيفهاي متفاوتي آزموده شده است تا همهچيز به چشم مخاطبي که از دور بنا را ميبيند يکپارچه بيايد. نفاشان زماني نزديک به يک سال را در پاي اين برج گذراندهاند و شصت پردة رنگ را آزمودهاند تا به رنگ دلخواهشان رسيدهاند. آخرين باري که ايفل رنگ شد سال 2001 بود که کار نقاشي نوامبر همان سال آغاز و ژوئن 2003 تمام شد. گوستاو ايفل در سال 1889 برج ايفل را تبديل به يک لابرتوار علمي- تحقيقي کرد و وسايل بسياري در آنجا نصب کرد که از جملة آنها ميتوان به فشار سنج و برقگير اشاره کرد. برج ايفل در پيشرفت اين سه حوزة علمي نقش به سزائي ايفا کرده است: هواشناسي (دستگاه مختلفي در برج بودند که تغييرات جوي را ثبت ميکردند)، راديو تلگراف و آيروديناميک. در سال 1906 نيز در برج يک ايستگاه راديوئي راه اندازي شد که قطعاً در پيشرفت علم امواج راديوئي گام جديدي محسوب ميشد و گوستاو ايفل نيز آنقدر عمر کرد تا بالاخره در سال1921، اولين پخش برنامهاي راديوئي که از برج او مخابره ميشد را بشنود. علاوه بر اينها در طبقه سوم برج نيز موسساتي براي مطالعة نجوم و روانشناسي تاسيس شده بود و برج ايفل که تنها بيست سال از ساخت آن ميگذشت تبديل به مکاني علمي- فرهنگي- تفريحي شد. از اتفاقات جالبي که در برج ايفل افتاده ميتوان به بازديد آدولف هيتلر از آن اشاره کرد: در جريان اشغال فرانسه در سال 1940 هيتلر تصميم گرفت تا نوک برج برود و از آنجا به کل پاريس نگاه کند، اما فرانسويهاي آزادي خواه کابلهاي آسانسور را قطع کردند و هيتلر مجبور شد تمام هزار و هفتصد و نود و دو پلهي برج را پياده بالا برود. (بنا بر طرح ايفل، ابتدا بنا بر اين بود که تعداد پلهها با عدد سمبوليک 1789 (سال انقلاب فرانسه) منطبق باشد). در زمان سقوط نازيها نيز هيتلر از يکي از ژنرالهايش خواست تا برج ايفل را تخريب کند، اما ژنرال فون شولتيتز که پاريس و بناهايش را بسيار دوست ميداشت، از خون خود گذشت تا ايفل را زنده نگه دارد. برج ايفل از معدود بناهاي فرانسوي است که بدون هيچ کمکي از دولت اداره ميشود و درآمدي خوبي هم دارد که در سال 2003 بيش از 51 ميليون يورو بود. نمايشگاهي که در برج ايفل برگزار ميشود نيز بسيار اشتغال زاست: 250 نفر حقوق بگير ثابت (ميزبانان، تکنسينها و مسئولين بخش اداري) و 250 نفر ديگر که به صورت متفرقه کسب درآمد ميکنند (رستواندارها و فروشندگان بوتيکها) و پليس و کارکنان پست و ... . در كل ايفل يك منبع مالي ارزشمند براي فرانسه به شمار ميرود. برج ايفل از جذابيت بسيار بالائي برخوردار است. علاوه بر جذابيتي که خود برج داراست، پارکهاي اطراف آن نيز شگفت انگيزاند، پارکهاي بزرگي که در هر فصل زيباتر از فصل پيشاند. تعداد حيرتانگيز توريستها يا پاريسيهايي که در پاي اين برج جمع ميشوند مويد اين نکته است.
 در سرتاسر دنيا نمونههاي تقليدي بسياري از برج ايفل مشاهده ميشود که بلندترينشان با 333 متر «برج توکيو» در ژاپن است. در لس آنجلس نيز برج ايفلي ديده ميشود که طولش به اندازة نصف طول نمونة اصلي است. در پراگ، بلکپول تاور(انگلستان) و ليون نيز نمونههاي مشابهي ديده ميشود.


موفق باشید
رسکتی کیجا
|